فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
[Avaye Golpa] The Monarch  Avaz in Iran

طي چند روز گذشته عده اي از دوستان جوياي حال استاد گلپا بودند. خوشبختانه به لطف خدا و با دعاي شما عزيزان، حال استاد رو به بهبودي كامل است و ضمناً خدمت همه دوستان و هواداران سلام رساندند و ابراز لطف نمودند.

تنـت به ناز طبيـــــبان نيازمنـــــد مباد

وجــــــود امجــــــدت آزرده گــــزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هيچ عارضه شخص تو درمنـد مباد

+ نوشته شده توسط علی شریفی در جمعه سی ام آبان 1393 و ساعت 10:52 |

استاد اكبر گلپايگاني:

دروغ نگو آينه كه من هنوز جوونم

واسه دلاي خسته بازم ميخوام بخونم

خوشبختانه حال استاد گلپا روبه بهبودي كامل است. چند روز قبل استاد دچار سكته خفيفي شدند كه به لطف خدا حال ايشان مساعد است. بنا به درخواست خانواده ايشان نمي توانستيم خبر بيماري استاد را درج نمائيم تا اينكه ديروز ايشان از بيمارستان مرخص و به منزل منتقل شدند. ديروز غروب طي تماس تلفني كه با استاد داشتم خدار را شكر حال ايشان خوب بود. استاد به همه دوستداران و هوادارانشان سلام رساندند و امر فرمودند بنويس گلپا گفته: دروغ نگو آينه كه من هنوز جوونم / واسه دلاي خسته بازم ميخوام بخونم. با ديدن روحيه عالي استاد و عنايت ايزد منان نسبت به ايشان، بغض عجيبي گلوي مرا ميفشرد و به سختي با استاد صحبت مي كردم. استاد فرمودند طي چند روز گذشته تعدادي از هنرمندان از جمله استاد ايرج به عيادت ايشان در بيمارستان رفته بودند. از ايزد منان سلامتي، عافيت و طول عمر همه هنرمندان به خصوص استاد گلپا را مسئلت مي نمائيم و از همه دوستان خواهشمنديم براي سلامتي كامل استاد دعا كنند.

http://avayegolpa.persiangig.com/image/avaye%20golpa/000000.jpg

+ نوشته شده توسط علی شریفی در پنجشنبه هشتم آبان 1393 و ساعت 7:54 |

گفتگوي متفاوت روزنامه ورزشي شوت با اکبر گلپايگاني؛
مديريت فوتبالي کجاست؟/ ايران را با دنيا عوض نمي کنم/ تيم ملي اقتدار گذشته را ندارد/ کريمي را نسوزانيم
گفتگو از:رضا میرزاییان

 http://avayegolpa.persiangig.com/image/avaye%20golpa/0000.jpg


سرفصل:ايران "پرگوهر" چهره هاي طلايي بسياري را به خود ديد که مايه فخر بوده اند،از پاطلايي ها و سرطلايي هاي فوتبال گرفته تا حنجره طلايي آواز ايران. طلايه دار آواز کشورمان مردي است از جنس عشق که هر گاه از آب و خاک وطنش حرف مي زند،قطره هاي اشک از گونه هايش سرايز مي شود.آنقدر با احساس صحبت مي کند که هر کلمه اش همانند حنجره رسايش بر دل مي نشيند.


"
اکبر گلپايگاني" را مي گوييم که 80 بهار را به چشم ديده اما همانند يک جوان انرژيک، پرجنب و جوش مي نمايد بطوريکه از مصاحبت با اين هنرمند محبوب، يک دنيا لذت مي بري و دوست داري ديالوگ با او ساعت ها به درازا بکشد و به خط پايان نرسد.
"
حنجره طلايي"برجسته ترين و ماندگارترين لقبي است که به اسطوره آواز و موسيقي کشورمان داده اند. از اينها گذشته جالب است بدانيد که گلپايگاني يکپا کارشناس دنياي توپ گرد و مستطيل سبز است که چم و خم فوتبال را مثل کف دستش مي شناسد. اين هنرمند نامي و دوست داشتني پيش از آنکه ميکروفون در دست بگيرد و با حنجره طلايي اش قلب ها را به تسخير کند همانند بسياري از جوانان ديروز به دنبال توپ بود،آن هم در سطح باشگاهي.


از دوست خوبم استاد "غلامحسين نوريان"هم تيمي اين هنرمند نامدار در باشگاههاي تهرانجوان و دارايي که ما را در اين ضيافت ياري داد بي نهايت ممنونم. دست آخر جا دارد از همکار بي ادعا و عکاس تلاشگر "محمود شهباز" نيز تشکر بي پايان داشته باشم که به اين مهماني چهار نفره جلوه ويژه اي داد.


*
ضمن تشکر از اينکه وقت گران بهاي خود را در اختيارمان گذاشتيد،لطفاً در ابتدا از دوراني بگوييد که فوتباليست بوديد.چه شد که در وهله نخست به ورزش روي آورديد؟
هم آواز در وجودم بود و هم اينکه به فوتبال عشق مي ورزيدم.واقعا فوتبال را با جان و دلم دوست داشتم و بدون توپ اصلا روزم شب نمي شد.در رده سني نوجوانان در تيم تهرانجوان بازي مي کردم که زنده ياد حسين فکري مربي آن بود. بدون آنکه کوچکترين چشمداشت مالي داشته باشم در اين تيم بوديم و دوستاني مثل غلامحسين نوريان و خدابيامرز حاج نصرالله در اين باشگاه توپ مي زدند.پس از آن به دارايي رفتيم و واقعا به پيراهن باشگاه عشق مي ورزيديم و حاضر نبوديم که آن را با دنيا عوض کنيم.بازيکنان ديگري مثل ناصر سلطاني و داود حيدري نيز با ما بودند و خلاصه اينکه رفاقت بسيار خوبي ميان ما حاکم بود.


*
بحث رفاقت را به ميان آورديد که در سالهاي دور يکي از شاخصه هاي موفقيت در فوتبال ما به شمار مي رفت.
بله همينطور است.مثلا من به همراه آقاي نوريان و زنده ياد حاج نصرالله اضلاع يک مثلث دوستي را تشکيل مي داديم و ياران جدانشدني بوديم.ما بچه محل بوديم و در سه راه شکوفه(شهباز) که ورزش خيز بود زندگي مي کرديم.وقتي مي خواستيم که براي تمرين يا بازي به زمين شماره دو شيرودي برويم،عشقمان اين بود که يک عدد نان بربري که آن زمان دو ريال بود بخريم و سه نفري آن را بخوريم و به اين وسيله شکممان را سير کنيم.


*
علت کوچ دوستان از تيم تهرانجوان به دارايي چه بود؟
ما بچه هاي سه راه ژاله(کوچه بهنام) بوديم که آقا فکري ما را کوچ مي کرد ولي شرايط تيم به هم ريخت و چون نمي توانستيم بدون فوتبال زندگي کنيم همگي به دارايي رفتيم که مسئوليتش با استاد اکبر محب بود.


*
ولي شما خيلي زود از فوتبال جدا شديد و هنوز به مرز جواني نرسيده بوديد که با دنياي توپ گرد وداع کرديد.
بله رفتم مدرسه نظام(دانشکده افسري) و طبعا نمي توانستم به تيمي بروم ولي رفقايم در دارايي ماندند و بازي کردند.البته هر زمان که فرصت مي کردم سر تمرينات دارايي مي رفتم و خلاصه اينکه سعي مي کردم همچنان با فوتبال سر و کار داشته باشم ولي نه به عنوان بازيکن.


*
در آن زمان تيم هايي مثل شاهين و تاج(استقلال) هم بودند که رقباي جدي دارايي به شمار مي رفتند.
بله همينطور است.ولي ما هم رقيب بوديم و هم رفيق.در تيم شاهين کلاني-بهزادي-شيرزادگان-کاشاني عضويت داشتند که هر کدام وزنه اي بودند.در تاج هم بيوک جديکار شاهکار بود و اين تيم واقعاً پرقدرت و هجومي بازي مي کرد.


*
خاطره شما در زماني که فوتباليست بوديد را به خاطر مي آوريد که برايمان تعريف کنيد؟
به ياد دارم که در زمين شماره دو امجديه تمرين مي کرديم و همزمان تيم ملي نيز در زمين اصلي در حال تمرينات آماده سازي بود که مرحوم صدقياني مسئولين هدايت تيم ملي را بر عهده داشت.اما چند ملي پوش به دلايلي نيامده بودند و صدقياني از حسين فکري خواست تا چند بازيکن را به وي معرفي کند تا با ملي پوشان به تمرين و بازي دستگرمي بپردازند.اتفاقا يکي از بازيکنان من بودم و وقتي به زمين شماره يک آمدم انگار دنيا را به من داده اند.در آن زمان بازي کردن در زمين اصلي امجديه براي هر بازيکني يک ارزوي بزرگ بود.گويي در ويمبلي يا ماراکانا به ميدان آمده ايم و از فرط شادي در پوستمان نمي گنجيديم.


*
اگر بخواهيد فوتبال آن زمان را با دوره فعلي مقايسه کنيد به چه تفاوت هاي آشکاري مي توانيد اشاره کنيد؟
در آن زمان اصلا پول معنا نداشت و عشق به پيراهن باشگاه حرف اول را مي زد و هر بازيکني که به تيم ملي مي رسيد با تمامي وجود بازي مي کرد.ولي حالا پول حرف اول و آخر را مي زند و حاشيه ها هم بدجوري تمامي لايه هاي فوتبال را دربر گرفته است.متاسفانه حاشيه و تنش در فوتبال امروزي بيداد مي کند و اين پاشنه آشيل باعث شده تا کيفيت فوتبال کاهش يابد.


*
به کيفيت نازل فوتبال امروز اشاره کرديد.شايد اين نقطه تاريک يکي از عواملي است که باعث قهر تماشاگران شده و طرفداران رغبت نمي کنند که به ورزشگاه بروند.
من بارها گفته ام و باز هم تاکيد مي کنم که ايران ظرفيت بي پايان استعداد در عرصه هنر و فوتبال است.بايد از اين پتانسيل استفاده کنيم ولي چون همه چيز به پول ختم مي شود و مديريت نداريم مي توانيم از اين شاخصه بزرگ بنحو شايسته استفاده كنيم و وقتي يک بازيکن جوان که هنوز به مرز پختگي نرسيده حرف از ميليارد مي زند.مطمئن باشيد خواسته يا ناخواسته حاشيه هاي فوتبال بر متن آن غلبه مي يابد و کيفيت فوتبال نيز کم رنگ مي شود.شما اگر به ليگ برتردقت کنيد به خوبي به اين نکته پي مي بريد که کيفيت اين مسابقات دوره به دوره و سال به سال کم رنگ تر مي شود.وقتي همه چيز پول و حاشيه باشد طبعاً کيفيت نيز رنگ مي بازد و به همين سبب تعداد تماشاگران نيز کمتر مي شود.


*
به عنوان يک فوتباليست قديمي که همچنان ريز و درشت فوتبال را با دقت دنبال مي کنيد و چم و خم آن را مي دانيد فکر مي کنيد که براي رفع مشکلات چه بايد کرد؟
خوشبختانه در اين مملکت پول زياد است ولي در فوتبال بايد اعتراف کنم که مديريت خوبي حاکم نيست.بيشتر مسئولان فدراسيون فوتبال و باشگاهها تصور مي کنند که پول حلال همه مشکلات است در حاليکه نبايد از نقش مديريت به سادگي گذشت.ما مديران و فرهيختگان زيادي در فوتبال داريم که بايد از دانش و تجارب آنها استفاده کنيم.به نظر من بايد مديريت فوتبال را به افرادي سپرد که اهل فن باشند و خاک فوتبال را خورده باشند.


*
جنابعالي به ناکارايي مديريت در عرصه فوتبال اشاره کرديد.آيا با آمدن مديران متخصص و صرفا فوتبالي مشکلات کنوني مرتفع خواهد شد؟
در هر آيتمي بايد از مديران مجرب و متخصص استفاده شود که فوتبال از اين قاعده مستثني نيست.وقتي از رييس و دبير گرفته تا همه عوامل اهل فن باشند طبيعي است که چرخ فدراسيون فوتبال راحت تر به گردش در مي آيد و مشکلات رفته رفته کمتر مي شود.
اين را هم تاکيد کنم که مشکل فقط در فدراسيون فوتبال نيست بلکه باشگاهها نيز بايد استراتژي خود را تغيير دهند.باشگاه ها بدجوري نتيجه گرا شده اند و حاضرند براي يک بازيکن ميلياردها پول بدهند ولي يک سوم را هزينه تيم هاي پايه نکنند.به همين دليل اکنون سازندگي در تيم ها کم رنگ شده است.


*
حتما شنيده ايد يا خوانده ايد که تيم اميد ما در بازي هاي آسيايي اينچئون چهار گل از ويتنام دريافت کرد و حذف شد.
وقتي خير را شنيدم شوکه شدم.اصلا باورم نمي شد حتي در بدترين شرايط نبايد فاصله فوتبال ما با ويتنام اين همه تفاوت داشته باشد.البته به موازات اينکه ما سازندگي نمي کنيم حريفان آسيائي در اين خصوص آستين همت بالا زده اند و مزد تلاش و برنامه ريزي بلند مدت خود را مي گيرند.همانطوريکه گفتم ما نبايد اصل سازندگي را فراموش کنيم و فقط به نتيجه گرايي متکي باشيم.شکست عجيب مقابل ويتنام بايد ما را از خواب غفلت بيدار کند و باشگاه ها بيش از پيش به سازندگي روي بياورند.


*
همانطوريکه شما تاکيد کرديد اتکاي صرف به نتيجه گرايي و نبود سازندگي به فوتبال ما ضربه مهلکي وارد مي کند و تعطيل شدن باشگاه هاي سازنده مثل بانک ملي يا تهرانجوان و امثالم نيز در اين معضل دخالت دارد.
به مساله خوبي اشاره کرديد،زماني که بانک ملي کارخانه بازيکن سازي بود،تهرانجوان و راه آهن هم همينطور بايد مربيان سازنده را تحت چتر حمايت قرار داد و طوري طراحي کرد که باشگاهها ملزم شوند تيم هاي جوان خود را احيا کنند و فقط به بزرگسالان خود بها ندهند.اين مهم نه تنها در پايتخت بلکه در مناطق خوتبال خيز مثل خوزستان نيز بايد به عنوان يک اصل از قوه به فعل در آيد.


*
اگر موافق هستيد برويم سراغ تيم ملي و جام ملتهاي آسيا که بايد از دي ماه در استراليا آغاز شود.ارزيابي و پيش بيني شما از اين مسابقات معتبر چيست؟
من بازي ايران و آرژانتين را در فرانسه و در منزل دخترم ديدم و تاکتيک آقاي کي روش را پسنديدم و ايشان چاره اي جز اين نداشت که با اين بضاعت يک تاکتيک دفاعي را انتخاب کند.البته ما در ضد حمله ها خيلي خوب بوديم و اگر بچه ها در زدن ضربات آخر هوشيارتر نشان مي دادند نتيجه چيز ديگري بود.نه فقط کي روش بلکه هر فرد ديگري که سکاندار تيم ملي مي شود بايد از او حمايت کرد.ما در جام ملتهاي اسيا کار اساني پيش رو نداريم.اگر تا ديروز تيم هايي مثل برمه و کره شمالي و يا عراق رقباي اصلي ما بودند اما امروز استراليا و کره و ژاپن هم يکپا مدعي هستند.حتي چين و ازبکستان هم قوي هستند لذا بايد همگي تيم ملي را حمايت کنيم تا بتواند در اين ميدان سخت از پس رقبا برآيد.
اگر يادتان باشد ما سه دوره پيي از سال 1968 تا 1976 قهرمان جام ملتهاي آسيا شديم اما از آن زمان به بعد قافيه را به حريفان باخته ايم.بايد از شکست ها پلي براي پيروزي هاي بعدي بسازيم.من فکر مي کنم که تيم ملي ما ديگر اقتدار گذشته را ندارد.


*
چرا؟
چون ليگ قدرتمندي نداريم.به نظر من بايد تيم هاي بزرگ را حمايت کنيم و پرسپوليس و استقلال با مديريتي توانمند بتوانند به حيات خود ادامه بدهند.حضور قوي اين دو تيم باعث رونق ليگ برتر و در نهايت اقتدار تيم ملي خواهد شد.البته باز هم تاکيد مي کنم که ابتدا بايد به فوتبال پايه بها بدهيم و از همه مهمتر اينکه روحيه کار جمعي داشته باشيم و از دانش فرهيختگان استفاده کنيم تا فوتبالمان را از اين شرايط نجات بدهيم.


*
ارزيابي شما در خصوص استفاده از مربيان جوان در تيم هاي ملي مثل علي کريمي چيست؟
همانطوريکه به علي دايي فرصت داديم حالا بايد به علي کريمي هم زمان بدهيم.کريمي واقعاً در دوران بازيگري يک ستاره بود و اميدوارم اين بار ستاره سوزي نکنيم و به او و ديگر جوانان مثل مجيدي ها و مهدوي کياها ميدان بدهيم.بهترين گزينه اين است که يک مربي حاذق و کارآمد اروپايي را بياوريم تا اين مربيان جوان بتوانند از دانش او بهره لازم را ببرند.


*
گويا به غير از فوتبال به کشتي هم علاقه خاصي داشتيد.
بله کشتي را هم دنبال مي کردم و الان هم دوستان بسيار خوبي دارم که در زمره پيشکسوتان کشتي هستند.


*
حالا که صحبت از کشتي شد از تختي برايمان بگوييد.
تختي واقعا مرد بود.خيلي ها در کشتي آمدند و مدال هاي رنگارنگ هم گرفتند ولي هيچکس مثل تختي نبود.او اول انسان بود بعد ورزشکار.مرحوم صبا هم هميشه به ما مي گفتند اول انسان باشيد بعد هنرمند وگرنه کارتان ارزشي نخواهد داشت.


*
شنيديم که طي سالهاي اخير به کرات پيشنهادهاي خوبي به شما براي ادامه زندگي در اروپا و آمريکا شد که همگي آنها را رد کرديد.چرا؟
درست مي گوييد.من خيلي راحت مي توانستم در خارج از ايران بهترين زندگي را داشته باشم اما هميشه گفته و مي گويم که يک وجب از خاک کشورم را با تمامي دنيا عوض نمي کنم.من در اين آب و خاک بزرگ شده ام و مديرون مردم کشورم هستم و لذا رفتن به جايي غير از ايران را اصلا نمي پذيرم حتي اگر ميلياردها دلار و يورو هم بدهند.


*
ضمن تشکر از محبت جنابعالي اگر حرف خاصي در پايان داريد در خدمت هستيم.
از شما ممنون هستم که گفت و گويي متفاوت با من داشتيد.اما به عنوان يک فوتباليست قديمي از مسئولان جدا مي خواهم که سعي کنند حاشيه هاي فوتبال را دور کنند و باشگاهها به فکر سازندگي و جوانان اين مرز و بوم باشند.فوتبال ما امثال علي پروين-ناصر حجازي-حسين کلاني-علي کريمي و ... بسيار دارد و يقين دارم اگر برنامه ريزي خوبي داشته باشيم باز هم فوتبال ما مي تواند در عرصه آسيا حرف نخست را بزند.

+ نوشته شده توسط علی شریفی در یکشنبه بیستم مهر 1393 و ساعت 11:7 |

بدون شرح

+ نوشته شده توسط علی شریفی در شنبه بیست و دوم شهریور 1393 و ساعت 12:49 |

مصاحبه استاد گلپا با روزنامه شرق

به مناسبت درگذشت بانو سیمین بهبهانی


ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا /شراب نور به رگ‌های شب دوید بیا؛ این یکی از غزل‌های «سیمین بانو» بود که من در برنامه گل‌ها اجرا کردم. آخرین‌ بار که او را دیدم شب تولدادیب برومند بود که مهندس همایون
خرم و استاد معینی کرمانشاهی هم حضور داشتند. بانو بهبهانی بعد از پروین اعتصامی شاعری بی‌نظیر بود.

دید عجیبی به پیرامونش داشت و از همه مهم‌تر شجاع بود. وقتی در این‌باره با او صحبت می‌کردم می‌گفت: «یک‌روز می‌آییم و روزی هم می‌رویم، وظیفه ماست که به مردم خدمت کنیم.» یک وطن‌پرست کامل بود. در مورد کارش به خاطر آشنایی به ادبیات گذشته و اشراف به کارهای جدید آثار بی‌نظیری خلق کرد که در ادبیاتمان شاخص است. ایشان را بسیار دوست داشتم چون بانوی وارسته‌ای بود، حتی اگر سرِ گرسنه زمین می‌گذاشت، روی پای خودش بود و به‌هیچ‌عنوان زیر منت کسی نمی‌رفت و رنگ عوض نکرد، از ابتدا سیمین بهبهانی بود و حالا هم که فوت کرده سیمین بهبهانی است.

برای همین مردم دوستش داشتند چون عاشق مردم بود و برای مردم شعر می‌گفت. زن بزرگی را از دست دادیم. شاعر بزرگی را از دست دادیم.


منبع:روزنامه شرق

+ نوشته شده توسط علی شریفی در پنجشنبه سی ام مرداد 1393 و ساعت 9:6 |

غزلی در مدح استاد گلپا از جناب اشرفی

مژده ای ملک هنــــر کان هنــــــــرستان آمد             مرغ خوشخـــوان وطـــن باز به افغــــــان آمد
نام وی اکبــــر گلپ
ـــــــا و خودش زینـــت گل              این گل سرسبــــد از بـهــــر گلـستـــــان آمد
دیده پر اشک و دلی خون و لبی گوهــــر ریز
             بـا هــــــــزاران گـله و حــــال پریـشـــــان آمد
گـــر چه از جور زمان خســته و دلگیــــر ولی
             همچـــو بگذشــتـــه برازنــده و سلـــطان آمد
گشته مسحـــور صدایش همه ی پیر و جوان
            خالقا شکــــــر که این هدیه به احســان آمد
او بــه تــحـــــریر صـــدا در دل تاریخ نوشـــت
             تک سواریســت که چــون رستم دستان آمد
صوت داوودی و هم حنجـــری از جنـــس طلا
            با صــــدائی به مثـــــل موج خــــروشـــان آمد
در برش ساقی و ساغر به دلش عشق گلی
           زین سه افضل به چه کـس نعمت یــزدان آمد
اشــرفی مونس شبــهای تو شـد زمزمه اش
            آنکه بر دشـــت هنــــر سلســله جنبــان آمد  

 

http://avayegolpa.persiangig.com/image/avaye%20golpa/ggggggggggg.jpg

« استاد اکبر گلپایگانی در عنفوان جوانی »

+ نوشته شده توسط علی شریفی در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 و ساعت 11:10 |

استاد اکبر گلپایگانی: چه ايرادی دارد که مناجات خواني که راز و نياز با معبود است با ساز که وسيله اي در راه رسيدن به اوست انجام شود.

پس از گفتگوی استاد اکبر گلپایگانی باخبرگزاری آریا و توضیحات جالب ایشان در مورد آوازهای عرفانی و مناجات های قدیمی رادیو ایران، بر آن شدیم در این مجال با نمونه هایی فاخر از این برنامه ها در خدمت دوستان اهل دل باشیم. استاد گلپا که آوازهای نغز، دلکش و فاخر ایشان زبانزد خاص و عام است در این زمینه نیز آثاری بدیع و جاودانه خلق نموده اند. اصولا بسیاری از آوازهای فاخر استاد در برنامه های گلها خصوصاً گلهای جاویدان و برگ سبز از درون مایه ای عرفانی و معنوی برخوردارند و در عین زیبایی و محتوای خاص آن، شنونده را با معبود خود به راز و نیازی آسمانی و فارغ از هرگونه ریای ظاهری و مسائل مادی رهنمون می سازد. نمونه ای بارز و شاخص از این آثار اولین برنامه استاد در رادیو است که به مناسبت شب نوزده رمضان و به اهتمام مرحوم داود پیرنیا است که در آن استاد غزل معروف و آسمانی حافظ با مطلع "در خرابات مغان نور خدا می بینم" را در بیات ترک و بدون ساز اجرا کرده اند و بعدها نیز این غزل جاودانه را در سه گاه و نوا نیز اجرا نموده اند که در مجال بعدی به این موضوع مهم می پردازیم.

ناگفته نماند استاد در تعدادی از برنامه های شاخه گل نیز قبل از اجرای آواز اصلی برنامه ابیاتی را بدون ساز با صدای ملکوتیشان به گوش صاحبان ذوق رسانیده اند. از نمونه های شاخص برنامه های شاخه گل برنامه شماره 128 است که استاد ساقی نامه رضی الدین آرتیمانی را در همایون و شوشتری به طرز بسیار عجیبی به صورت مناجات اجرا نموده اند و با خالق خویش به راز و نیاز پرداخته اند. پیرو گفتگوی جذاب استاد گلپا که در پست قبلی تقدیم گردید نمونه هایی از این آثار ماندگار را تقدیم می کنیم.

 

 

شاخه گل 128

الهـــــــــی به مستان میخانه ات

به عقل آفـــــــــــــرینان دیوانه ات

به مستان افـــــــتاده در پای خم

به رنـــــــــدان پیمانه پیمای خم

به رنــــــــدان سرمست آگاه دل

کــــــــــه هرگز نرفتند جز راه دل

بـــه میخـــــــــانه وحدتم راه ده

دل زنــــــــده و جــــــان آگـاه ده

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

خواننده: استاد اکبر گلپایگانی - نوازنده: استاد رضا ورزنده

آهنگساز: استاد جواد معروفی - رهبر ارکستر: استاد روح الله خالقی

اشعار: سعدی - ساقی نامه آواز: رضی الدین آرتیمانی

دانلود شاخه گل 128

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

 

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

مرحوم حاج حسین گلپایگانی

 

از چپ به راست: مرحوم جواد ذبیحی، محمد احمدیان

نفر چهارم: مرحوم حاج حسین گلپایگانی (پدر استاد اکبر گلپایگانی)

***

مرحوم حاج حسین گلپایگانی پدر بزرگوار استاد گلپا نیز یکی از مناجات خوان ها و البته از خوانندگان برجسته موسیقی آوازی ایران بوده اند و اولین معلم استاد گلپا در زمینه فراگیری آواز بوده اند. ایشان دارای صدایی زیبا و رسا بوده اند که از این حیث به حسین بلبل معروف بوده اند. زنده یاد محمد حسین گلپایگانی معروف به مرشد حسین و حاج حسین بلبل در سال 1290 دیده به جهان گشود. استاد گلپا در تمامی مصاحبه ها و گفت و گو ها به صدای زیبا و رسای ایشان اشاره داشته اند. متاسفانه آثار زیادی از ایشان برجای نمانده است. یکی از برنامه های مذهبی ایشان که در دست بود را به همه شما عزیزان تقدیم می کنیم:

دانلود صدای مرحوم محمد حسین گلپایگانی

 

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

مرحوم سید جواد ذبیحی

 

مرحوم ذبیحی نیز از چهره های شاخص آوازهای عرفانی و از مناجات خوان های برجسته رادیو بوده اند و در تعدادی از برنامه های گلها به خصوص برنامه های برگ سبز شرکت داشته اند. نمونه هایی از مناجات های ایشان تقدیم می گردد:

مناجات و ربنا با صدای مرحوم ذبیحی

مناجات مرحوم ذبیحی در سال 1354

مدح علی (ع) با صدای مرحوم ذبیحی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

سلیم مؤذن زاده اردبیلی

 

سلیم مؤذن زاده اردبیلی نیز از چهره های شناخته شده معاصر می باشد. لازم به ذکر است ایشان از طرفداران و دوست داران استاد گلپا و صدای بی نظیر ایشان هستند و در جاهای مختلفی به این موضوع اذعان داشته اند. نمونه هایی را از ایشان تقدیم می کنیم:

مدح علی با صدای سلیم مؤذن زاده (1)

مدح علی با صدای سلیم مؤذن زاده (2)

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

شهادت شاه جوانمردان، حضرت علی (ع) را به تمامی دوستان عزیز و اهل دل تسلیت عرض می نمائیم.

+ نوشته شده توسط علی شریفی در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 و ساعت 10:38 |
استاد اکبر گلپايگاني در گفت و گو با آريا

هنرمندان به جاي تقليد، مطالعه کنند

خبرگزاري آريا-  «اکبر گلپايگاني» آوازخوان سال هاي دور مناجات خواني را ترکيبي از صوت خوش و تسلط بر دانش موسيقايي مي داند.
به گزارش آريا، مناجات خواني در ماه هاي رمضان بيش از ساير ماه ها مورد توجه عموم قرار مي گيرد. با اين حال اين فرهنگ عجين شده با تمامي طيف هاي جامعه بدون تسلط بر دستگاه ها و گوشه هاي موسيقي ايراني ماندگاري ندارد. مناجات خواني در بخشي از تاريخ ايران که موسيقي جرم بود، حافظ آن شد.


اکبر گلپايگاني (گلپا) آوازخوان روزهاي دور که زماني عنوان مرد حنجره طلايي را به خود اختصاص داد در مورد مناجات خواني و بهترين نمونه هاي آن به آريا مي گويد:« بهترين نمونه مناجات خواني هاي دوران معاصر، آقاي ذبيحي بود. مناجات خواني بيشتر در شب هاي ماه رمضان مرسوم بود و عموما نيز افرادي که به صورت خداداي صداي خوشي داشتند و اندکي هم با علم موسيقي آشنا بودند اين فرصت را پيدا مي کردند که هنر خود را به عموم مردم عرضه کنند.»
خواننده گلهاي جاويدان در راديوملي ايران درباره تاريخ مناجات خواني در زمان دورتر مي افزايد:«جناب دماوندي فردي بود که از نظر علم موسيقي آگاهي و اشراف کافي داشت و در عين حال بسيار صوت خوشي داشت. مناجات خواني وي منحصر بفرد بوده زيرا هم صوت خوش و هم علم و دانش موسيقايي در اين فرد وجود داشت.»

مناجات خواني جناب دماوندي و ذبيحي از نمونه هاي خوب هستند
استاد هنر ملل سازمان يونسکو درباره مناجات خواني هاي مورد علاقه خود با اشاره به صداهاي خوبي که امروزه وجود دارد مي گويد:« مناجات هاي جناب دماوندي و آقاي ذبيحي از مناجات هاي موردعلاقه من است. ضمن اينکه پدرم حسين گلپايگاني نيز در اين زمينه فعاليت چشمگيري داشت و آثاري ماندگار خلق کرد.»
عضو افتخاري کميته المپيک کشور نيز سال هاي دور در برنامه گلها مناجات خواني با اين مضمون داشت؛ الهي به مستان ميخانه ات/ به عقل آفرينان ديوانه ات/.... که در آرشيو همان برنامه موجود است، شاعر اين مناجات رضي الدين آرتيماني بوده است.
 
سکوت اختيار کردم

وي در بيان احساسات خود در خوانش مناجات مي گويد:« بسيار تحت تاثير قرار گرفتم. قبل از اجرا روي آن بسيار تمرين داشتم. آن مناجات در يکي از گوشه هاي موسيقي ملي ما ؛ شوشتري و همايون است. »
وي در پاسخ به اين سوال که در گذشته مناجات خواني ها معمولا بدون ساز انجام مي شده و آيا هنوز هم مناجات خواني را بايد بدون ساز انجام داد؟ معتقد است:« چه ايرادي دارد که مناجات خواني که راز و نياز با معبود است با ساز که وسيله اي در راه رسيدن به اوست انجام شود.»


خواننده برنامه گلهاي راديو ملي مي افزايد:« آفريننده ساز ، معبود ما خدا بوده است. مطمئنا کسي که خالق زيبايي هاست از اينکه مناجاتي براي او به شکلي زيبا ارايه شود آن هم در دل شب که شايد برخي در خواب فرو رفته باشند! راضي است.»
 وي در ارزيابي خود از وضعيت مناجات خواني پس از انقلاب مي گويد:« پس از انقلاب، من سکوت اختيار کردم. به همين خاطر هم چندان اطلاعي ندارم. اما معتقدم مناجات خواني بخشي از موسيقي ماست و هنرمنداني که امروزه مي خوانند و مي نوازند، به جاي تقليد، در اين زمينه بيشتر مطالعه کنند تا آثاري ماندگار خلق شود. زيرا مناجات خواني بخشي از رديف هاي موسيقي ايراني است.»

 

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

 

در پست بعدی با مناجاتهایی از این بزرگان و نمونه هایی از آوازهای عرفانی استاد گلپا در خدمت خواهیم بود.

+ نوشته شده توسط علی شریفی در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 و ساعت 11:3 |

گوشه ای از افتخارات جهانی استاد گلپا

به روایت تصویر

+ نوشته شده توسط علی شریفی در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 و ساعت 8:57 |

پیام تبریک استاد اکبر گلپایگانی به محمدرضا شجریان

 

هنرمندانی مانند محمدرضا شجریان یا شهرام ناظری که نشان شوالیه را دریافت کرده‌اند خودشان یک شوالیه و حتی به‌نظر من از یک شوالیه هم مهم‌تر هستند .

آنها سال‌ها زحمت کشیده‌اند. رسیدن به افتخاراتی که طی سال‌های فعالیتشان کسب کرده‌اند، به این راحتی نبوده. این هنرمندان برای اثبات خود نیازی به دریافت نشان‌هایی مانند «شوالیه» ندارند البته، نباید فراموش کرد، دریافت چنین نشان‌هایی کم‌اهمیت نیست زیرا اهدای این نشان‌ها باعث قوت قلب هنرمندان می‌شود و آنان را به ادامه جدی‌تر راهی که پیموده‌اند؛ دلگرم می‌کند، به همین دلیل خوشحالم که آنان به حقشان رسیده‌اند منتها سخن من این است که شجریان و ناظری با تمام مشکلات موجود برسر راه موسیقی در کشورمان از پای نایستادند و به راه خود ادامه دادند.

وقتی کسی با این مشکلات، راه خوانندگی را تداوم داده و در موسیقی پایمردی نشان داده، مانند رستم از هفت‌خوان گذشته و برای همین است که شایسته تجلیل است.

منبع: روزنامه شرق

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

بزرگواری، افتادگی و مناعت طبع استاد اکبر گلپایگانی همیشه و همه جا زبانزد خاص و عام بوده و هست. استاد گلپایگانی با عنوان کردن مطالب بالا و پیام تبریک به آقای شجریان، بزرگواری خود را مثل همیشه به هنرمندان و هنردوستان اثبات کرده اند. تمامی دوستان در جریان هستند استاد گلپا جوایز بسیار معتبر و نفیسی را از بزرگترین مراجع فرهنگی جهان چون یونسکو، سازمان ملل، دانشگاه های مختلف اروپا و آمریکا و ... دریافت کرده اند و به مرحله و مرتبه ای دست یافته اند که کار هر کسی نیست. ای کاش همه هنرمندان اینگونه جوانمردانه و بدون بغض و کینه رفتار می کردند. به هر صورت برای استاد بزرگ گلپای جاودان آرزوی سلامتی داریم و از حضرت دوست عافیت و سلامتی این بزرگمرد را مسئلت می کنیم.

+ نوشته شده توسط علی شریفی در دوشنبه نهم تیر 1393 و ساعت 11:13 |